آفتاب بر فراز آسمان ...

 شلاقهای خشمش را بر زمین می کوبد...

 گرما بیداد می کند ...

گویا خورشید فراموش کرده آفتابگردان همچنان عاشق اوست

 و طلوع تا غروب دلخوش رقص و چرخش اوست ...

عاشق مست